صدرا  جونم صدرا جونم ، تا این لحظه: 14 سال و 10 ماه و 7 روز سن داره

صدرا عشق مامان

پسری از جنس پاییز با بوی بهار...

نون خامه ای 👶🏻

گاه تو را بهار می‌بینم، خوش‌بو، مانند عطر گلِ سنجد، پاک‌تر از صفای آسمان نیلگون، خوش‌صدا‌تر از آهنگ دریا. چشمانت را دوست‌تر دارم، بنفشه! چقدر زیباست که این واژه‌ی زیبا را قشنگ‌تر می‌کند؛ همان چشمان آبی‌رنگِ تو، که در هیچ بنی‌آدمی نیست جانی و دلی ای همه جان و دلم ️ 🦋❣️ دورت بگردم من با اون همه شیطونیت باز من روز به روز عاشق ترت میشم لقاب طاها تو خونمون نمکدون، نون خامه ای ،خامه و عسل ،نبات ، باهوشم ، قند خونه و..... پی نوشت : کوچولوی ۱۴ ماه ی شیرینم ...
22 تير 1404

گذشت روزهایمان....

و روزی که جنگ بود .... صدرا و طاهای قشنگم امسال تابستون قشنگی رو شروع نکردیم بعد از اتمام امتحانات اسرائیل به ایران حمله کرد و کلی آدم های بیگناه به شهادت رسیدن و هر روز خبر ناگوار .. صدرای قشنگم چن روز پیش کارنامه نوبت دومت رو تحویل گرفتی با معدل ۱۹/۸۳ و باز ثابت کردی که چقدر روی پاهای خودت ایستادی و از روز جنگ دیگه آموزشگاه زبان ماهور نمیری امروز برم ثبت نامت کردیم کانون زبان که تعیین سطح دادی ترم elementary2 (بزرگسالان )افتادی و این خوب بود . قبل جنگ برنامه مشهد رو ریخته بودیم و در مرحله خرید بلیط بودیم که خداروشکر نگرفتیم با این وضع نمیشد جایی سفر کرد ولی اکثرا عصرا. با دوستات تو کوچه دوچرخه سواری میکنید و طاهای قشن...
9 تير 1404
1